بديع الزمان فروزانفر
76
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
همچنان كه احوال درون در كيفيت و ظهور اعمال ظاهر موثر است بىشك اعمال و حركات خارجى نيز در باطن اثر مىگذارد و بعقيدهى مولانا جزاى عمل ضرورى است ولى جزا لازم نيست كه هم رنگ و به شكل عمل باشد و بر اين مقدمه بىباكى و گستاخى فعل خارجى است و انعكاس آن در قلب و روح به صورت قبض و گرفتگى و دورى از خدا ظاهر مىگردد و اگر بگوييم كه نتيجهى بىادبى آنست كه خداوند بىادب را بسياهى و تاريكى درون عقاب مىكند كه آن نيز كيفرى است كه هم شكل عمل نيست دور از صواب نخواهد بود . ( براى اطلاع از عقيدهى مولانا دربارهى جزا و كيفر ، جع : مثنوى ، ج 3 ، ب 348 ببعد ، ب 3445 ببعد ) . هر كه بىباكى كند در راه دوست * ره زن مردان شد و نامرد اوست معيار مردى و بلوغ در نظر مولانا قدرت بر اجراى شهوت و داشتن وسايل آن نيست ، بعقيدهى او مرد كسى است كه از سر شهوت و حرص برخيزد و بكمال انسانى رسيده باشد و بالغ آن كه مست حقيقت است نه مست شهوت ( مثنوى ، ج 1 ، ب 3430 ببعد ، ج 5 ، ب 4026 ببعد ) . پس هر كه در طريقت و سلوك الى اللَّه ادب خدمت و يا ادب حضرت را كه حفظ حدود ميان سالك و حق است نگاه نمىدارد ناقص و بتعبير مولانا نامرد است و مريدان را گمراه مىدارد و تصرف در امرى مىكند كه در خور او نيست و بدين جهت دزد روز و راه زن را ماند كه در مال غير تصرف مىكند و اين معنى مبنى بر آنست كه « ره زن » را بمعنى حقيقى خود بگيريم و اول بر آن كه بمعنى مضل و گمراه كننده فرض كنيم . از ادب پر نور گشته است اين فلك * وز ادب معصوم و پاك آمد ملك آسمان خميده و دو تا در نظر مىآيد مانند كسى كه به قصد تعظيم و تكريم قامت